چارپاره
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 3:18
زنده باد آن نسیم بی پرواکه دل از قاب من به یغما بردرنگ ، از آفریدنم باخت وپشت بوم* عبودیت جا خوردجمجمه جمجمه به دنبالِنذری مغز چرب انسان اندپاچه خواران سرزمین نِهِشتباجه داران آسمان بهشتهر دو اهل زیان و خسران اندعده ای پیروان باران انددر تر و خشک کردن گل هادیگران مثل چارپایانی در پناه حقیر آغُل هاای...
غزل پاره (ترکیب غزل و چهارپاره)
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:11
نویسنده م. لنگا فرخی شاعر معاصر غزلسرا و عضو انجمن شاعران جوان.تمامی حقوق محفوظ و رونوشت از آن با ذکر منبع بلا مانع است.لینک گروه تلگرام شعر ما در پروفایل قرار دارد. Let's block ads! (Why?)
غزل ششم
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 10:23
نویسنده م. لنگا فرخی شاعر معاصر غزلسرا و عضو انجمن شاعران جوان.تمامی حقوق محفوظ و رونوشت از آن با ذکر منبع بلا مانع است.لینک گروه تلگرام شعر ما در پروفایل قرار دارد.
کتاب
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 17:27
نویسنده م. لنگا فرخی شاعر معاصر غزلسرا و عضو انجمن شاعران جوان.تمامی حقوق محفوظ و رونوشت از آن با ذکر منبع بلا مانع است.لینک گروه تلگرام شعر ما در پروفایل قرار دارد.
غزل یازدهم
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 7:05
پوشیده پدر لباس بارانی ، مهر از سر و روی آسمان بارید رو شیشه نشسته قطره ای تنها ، خیره ، پی کشف قطره ای امید شایسته ی آسمان نشینی بود آن قطره ی روی شیشه آویزان افتادن قطره های همتا را از چشم سفید آسمان می دید باز از نم جرز لای دیواری ، خیسی چمن های خیابانی از بازی کودکان بارانی ، باران ترانه را توان...
چهارپاره اول
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 7:05
چوب کبریت نیمه سوخته ام شعله ی آرزو به سر دارم آرزویم ، تمام تن ، سوزیست هیچ کس نیست پس تو بردار-ام ×××× پرده ها روی باد می رقصند شب تداعی کنان خاموشیست پرده ها رنگ شب به تن کردند عقل در عمق یک فراموشیست ×××× درد جاریست در رگ مردم درد ها را مکیده زالویی قلب ها از تپیدن افتاده قلب ها را تپانده هالویی...
سوگ نامه
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 13:35
زندگی تنهایی او را تماشا می کند مرگ با تقدیر او ناخواسته تا می کند در کتاب کربلا ناشر به دل پیوند خورد صفحه ی 72 در قلب غوغا می کند آفتاب ظهر موعد ، در کران خوابیده است از خجالت داغ خود را در افق جا می کند اشک آرام به زیر گودی چشمش گریخت این همان گودی است که راز دل افشا می کند آب را تحریم کردند ، چه...
غزل نهم
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 8:24
((خاک گل سرخ)) بغلم هستی و در فکر دگر مهمانی پیش او عشوه میایی و ز من گریانی منم آن خاک گل سرخ که بر شانه من رشد کردی و برای دگری خندانی وقت بوسیدن شهوانی او پیدایی وقت بوسیدن پنهانی من پنهانی خاطرات دل خود را نکشیدم در خاک حتم دارم که《کمی》 از دل من می دانی!! عید قربان شد و قربان نشد این دل به دعا ل...
غزل هشتم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 21:29
غزلی تقدیم به صاحب عصر (عج) (( غسل می )) ای خوش نگار خوش صبا ، بر جان جانانم جلا خانه خراب است این دلم ، دیگر نترسد از بلا زنبور روی گل شدم ، نوشیده ام از جام تو شهد شرابت سنگ پایم گشته در روز عزا از شوق بر باد رفتم تا در آغوشت شوم چون برگ خشکی از درخت بی خزان گشتم رها قاضی بیا حکمی بده بر حوض آتش د...
غزل هفتم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 16:22
(( آه بی قطره)) آب پاکی روی دستم ریختی ، آخر چرا؟ من که خود گم کرده ام دل را ، دگر دلبر چرا؟ آدمی از بوسه ی مکر تو تبعیدی شده من که در تبعید عشقم ، بوسه ای دیگر چرا؟ مرگ را در《بی نهایت》جستجو کردم ولی 《بی نهایت》گشته ، با تو بودنم در سر ، چرا؟ گریه کردم تا که اشک و آه من بی قطره شد رود اشکم صبر کن! ، ...
غزل پنجم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:46
« لبـاس مـسـتی » کماکان رسـتم از غفلت پس از سهـراب ، می گرید ابالفـضـل از لـبِ عطشـان کـودک ، آب می گـرید خجـالت می کشد وقتـی که آسـمان که می گرید ! زمیـن ، در پیـرو بـاران ولـی در خـواب می گـرید از آن گـویـد اذان مـادر به گـوش نونهـال خـود که در یک آن شود عاشق اگـر ، بی تاب می گـرید مزنـّه آمده دست...
غزل اول
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:43
((نگاه تو)) یک سو شرار دوزخ و یک سو نگاه تو من را چه بیم؟! دام تو بود و گناه تو! مردم هزار بار در آتش نشانی ات آتش گرفته قلبم و امداد ، راه تو! تاریخ رفته از کفم ، امروز چندم است؟! معیار من تویی! ، شده این ماه ، ماه تو! غم دست پر ، رسیده به مهمانی دلم یک دست داغ من و به یک دست ، آه تو! از ناخودآگه ت...
غزل دوم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:40
((مرگ از نگاه عاشق)) در غربت حقایق ، تردید یک نشانه است مرگ از نگاه عاشق ، 《پایان》یک ترانه است بر پلک ما نوشته ، تردید کن وگرنه! در مرگ عاشقانه ، تردید هم بهانه است بس روضه خوانده دریا ، کف کرده از دهانش! ساحل به جای گریه ، خوابیده در کرانه است در سرنوشت مجنون ، لیلی نه اتفاقی است! عاشق ،فقط《خداوند》...
غزل سوم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:37
((فریاد)) بر گنبد آسمان کبوتر نیست زاهد ز نگاه خویش کافر نیست هر شب به خیال تو زدم بالی دیگر به خیال بال تو ، پر نیست از کی شده مه ، آینه ی خورشید؟! آیینه مگر عکس برابر نیست؟! در کاغذ اعتقاد خود ، بنویس! 《ایمان》تو عاشقی است ،《باور》نیست موجی شدم و صخره به گوشم زد :《 فریاد نزن! که گوش من کر نیست!》 لنگ...
غزل چهارم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:34
((پای سخن عشق)) پای سخن عشق نشستم این شد!! لب بوسه ی معشوق گرفت ، آمین شد آیینه ز《خودبینی ما》خاکی شد اما ز《جهان》شیشه ی دل چرکین شد دوری تو غم را به دلم سنگین کرد اشک از نظر افتاد چو ، سر سنگین شد خندید به زاهد ، دل مست! از حرفش کافر شد از آیین ریا ، "پروین" شد پای سخن عشق نشستم این بار مرگ آمد و جام...
غزل ششم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 5:31
((بوسه ی مرگ)) گذشتنم ز گناهت نه اشتباهی بود نه پشت درب نگاهم دگر تو خواهی بود چرا چرا نکن ای دل! که هر چه نالیدی به گوش کوه رسید و زیاده خواهی بود بخوان شکسته ، نمازی که دل در آن جا نیست که تنگ خانه ی ما تنگدست ماهی بود اگر که نیمه ی جانم ز جور او خالی است -نظر به نیمه ی پر کن- به بی گناهی بود چرا ...