((نگاه تو))
یک سو شرار دوزخ و یک سو نگاه تو
من را چه بیم؟! دام تو بود و گناه تو!
مردم هزار بار در آتش نشانی ات
آتش گرفته قلبم و امداد ، راه تو!
تاریخ رفته از کفم ، امروز چندم است؟!
معیار من تویی! ، شده این ماه ، ماه تو!
غم دست پر ، رسیده به مهمانی دلم
یک دست داغ من و به یک دست ، آه تو!
از ناخودآگه تو خطابم نمی کنند
جز دعوتی به مقصد کشتارگاه تو!
لنگا فرخی
برچسب:
نویسنده: کیارش کاظمی