خرید بک لینک

پوشیده پدر لباس بارانی ، مهر از سر و روی آسمان بارید

رو شیشه نشسته قطره ای تنها ، خیره ، پی کشف قطره ای امید

شایسته ی آسمان نشینی بود آن قطره ی روی شیشه آویزان

افتادن قطره های همتا را از چشم سفید آسمان می دید

باز از نم جرز لای دیواری ، خیسی چمن های خیابانی

از بازی کودکان بارانی ، باران ترانه را توان فهمید

انداخته قرص ماه کامل را باران به دهان آسمان ، با آن

یک قاشق خون دل خوری نوشید از شربت گرم مزه ی خورشید

قربانی عشق می شود تبعید ، آدم به گناه سیب برچیدن

باران به گناه گریه ی ابری ، قربانی عشق می شود تبعید

لنگا فرخی

برچسب: غزل یازدهم حافظ,شرح غزل یازدهم حافظ,معنی غزل یازدهم حافظ, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی