(( آه بی قطره))
آب پاکی روی دستم ریختی ، آخر چرا؟
من که خود گم کرده ام دل را ، دگر دلبر چرا؟
آدمی از بوسه ی مکر تو تبعیدی شده
من که در تبعید عشقم ، بوسه ای دیگر چرا؟
مرگ را در《بی نهایت》جستجو کردم ولی
《بی نهایت》گشته ، با تو بودنم در سر ، چرا؟
گریه کردم تا که اشک و آه من بی قطره شد
رود اشکم صبر کن! ، ماهم شده لاغر چرا؟
عاشقان جهال علم شک و تردید دل اند
در کلاس عشق شاگرد بد و برتر چرا؟
برچسب: غزل هفتم حافظ,شرح غزل هفتم حافظ,
نویسنده: کیارش کاظمی