زندگی تنهایی او را تماشا می کند
مرگ با تقدیر او ناخواسته تا می کند
در کتاب کربلا ناشر به دل پیوند خورد
صفحه ی 72 در قلب غوغا می کند
آفتاب ظهر موعد ، در کران خوابیده است
از خجالت داغ خود را در افق جا می کند
اشک آرام به زیر گودی چشمش گریخت
این همان گودی است که راز دل افشا می کند
آب را تحریم کردند ، چه باک از تشنگی!!؟
خون دل، قفل لب خشکیده را وا می کند
شیخ دیگر یک نمازش هم سر موقع نخواند
آن گل بی خار ، دیگر خار در پا می کند
آنکه جای مهر بر پیشانی خود می کشید
تیغ از پشت عبای خود هویدا می کند
نیزه بالا بر!! ، تو ای شمع به لب ، جان آمده
نیزه ی آتش تو را بی جان و شیدا می کند
سنگ از عشق نشد خونی ولو گریان توست
عشق هر کس را به نحوی در غمت جا می کند
لنگا فرخی
عزاداری هایتان قبول درگاه حق
برچسب: سوگ نامه,سوگ نامه پدر,سوگ نامه مادر,سوگ نامه سیاوش,سوگنامه محرم,سوگنامه کربلا,سوگ نامه عشق,سوگ نامه امام حسین,سوگ نامه عاشورا,دانلود سوگ نامه محرم,
نویسنده: کیارش کاظمی